محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
657
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
ليكن از بندگان خداى كسى بايد بر زمين كه به حكم خداى كار كند و راضى باشد به حكم خداى تا خلق ضايع نشود . پس مردى ديگر برخاست و گفت : يا على ، لا حكم الَّا للَّه ، و نگفت يا امير المؤمنين ، تا پنج تن برخاستند و يك يك همچنين گفتند تا صد تن برخاستند و بگفتند . پس على گفت : اى مردمان ، هر چند شما را پند دهم نپذيريد و هر چند گويم اين حكمين شما كرديد ، سخن من نشنويد ، مرا با شما سه كار است : يكى آنكه از جماعتتان باز ندارم ، و ليكن اگر با من جهاد كنيد ، حقّ غنيمتتان بدهم ، و اگر با من حرب نكنيد ، من با شما حرب نكنم ، و اگر حرب كنيد من نيز آنگاه حرب كنم . و اين از بهر آن گفتند تا بدانند و بر رسند كه على با ايشان حرب خواهد كردن يا نه . چون على اين سخن بگفت دانستند كه على با ايشان حرب نخواهد كردن . همه گرد آمدند سوى مهترانشان و گفتند دست از اين جهان باز بايد داشتن و آن جهان بايد گرفتن كه اين خلق كه اين حكمين كردند كافر شدند ، و امر معروف فرمودن فريضه است . و به هر شهرى رسولان فرستادند و مردمان را از مذهب خويش آگاه كردند و روزى را وعده كردند كه همه گرد آيند به نهروان ، و از هر شهرى روى بديشان نهادند .